الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : جميشد سميعى )
25
كفاية الأصول ( فارسى )
مسائل هر علمى عبارت است از : مجموع قضاياى مختلف و متنوع و پراكندهاى كه همگى در تحقق پيدا كردن يك غرض دخالت دارند ، و لو موضوعات آنها و يا محمولاتشان و يا هر دو متفاوت بوده و ارتباطى به هم نداشته باشند . مثل : 1 - كلّ فاعل مرفوع ، كلّ مفعول منصوب ، كلّ مضاف اليه مجرور ، كلّ حال منصوب و امثالها كه در مصون ماندن زبان از خطا دخيل هستند . يعنى مصونيت لسان از خطا غرضى است كه مترتب بر تحصيل علم نحو است و لذا ناچار مسائل مذكور را از مسائل علم نحو مىدانند . 2 - الامر ظاهر فى الوجوب عقلا ، و الخبر الواحد حجّة نقلا و عقلا و هكذا . . . كه در دستيابى به احكام شرعى دخيلاند و از مسائل علم اصول به حساب مىآيند . * با توجه به اينكه قضاياى مذكور ارتباطى باهم ندارند ، رشتهء پيوند و اتصال آنها در تحت يك علم چيست ؟ اشتراكشان در غرض اصلى علم است كه از آن سخن به ميان آمد . * وجه تسميهء ديگر مسائل علم چيست ؟ مباحث ، مطالب و نتايج هم گفته مىشوند . * كاربرد هريك از عبارتهاى فوق الذكر چگونه است ؟ كاربرد هريك به لحاظى است : « 1 » از آن جهت كه بحث در آن واقع مىشود مباحث ناميده مىشود . از آن جهت كه پيرامون آن سؤال مىشود ، مسائل ناميده مىشود . از آن جهت كه نتايج آن مورد طلب و درخواست است ، مطالب ناميده مىشود . از آن جهت كه از براهين استخراج مىشود ، نتايج ناميده مىشود . * پس مراد از « فلذا قد يتداخل بعض العلوم فى بعض المسائل ممّا . . . » چيست ؟ بيان مطلبى است كه مترتب بر بيان قبلى است مبنى بر اينكه : وقتى مناط مسئله بودن قضيهاى براى علمى دخالت آن در تحقق يافتن غرض مترتب برآن علم باشد ، پس اگر قضيهاى به دو اعتبار در دو غرض كه هر غرضى مترتب بر علمى است دخالت داشته باشد ، مىتوان آن دو علم را به اعتبار قضيّه و يا مسئله مزبور متداخل در يكديگر دانست . به اين معنا كه مسئله مذكور از
--> ( 1 ) . شرح المطالع ، ص 19 .